همه چی قاطي شده

اين روزا بدجوري داغونم.

يه كاري رو شروع كردم كه الان واسم خيلي سنگين شده.به خاطر خودم شروعش نكردم حالا بايد به خاطر اون هدف روز اولم تا آخرشو برم.

تا دلتون بخواد هم پروژه ريخته رو سرم.تنها كاري كه به ذهنم ميرسه اينه كه بشينم دونه دونه موهامو بكنم.

خيلي درب و داغونم.

از همش بدتر اينه كه بازم مجبور بشم اون حرف دكتر شريعتي رو تكرار كنم:چه بگويم با...

تازه اينايي كه گفتم همش نيست.يه جريان جديد رو شروع كردم.اميدوارم كه اشتباه نكرده باشم.

و هنوز نتونستم فراموش كنم.

   + شاد - ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦