عجبا

زدم به سیم آخر.هی میام اینجا از خودم سخن در میکنم.بچه مگه تو کنکور نداری؟

خب برو به زندگیت برس دیگه.

فقط این جمله رو بگم:

خداوند در شب بیداریها با توست و اشکهایت را با عشق خود پاک میکند.(پائولو کوئیلو)

/ 9 نظر / 18 بازدید
رهگذر

نظر نداری چرا صفحه خالی ايجاد ميکنی؟

محمد

سلام و ممنون بابت نظراتتون و اينکه وبلاگ من رو ميخونين. راستش نميدونم چی بگم. چون همونطور که گفتم من هم وضعيتم مثل شماست. راستش من هم بايد مثل شما اعتراف کنم. اعتراف به اينکه شايد من هم نميخوام فراموشش کنم. خيلی سخته. هنوز به او و حرفهاش و برخوردهامون فکر مي کنم. ولی يک چيز رو مطمئنم. اون هم اينکه شما بی جنبه نيستين. بلکه آدم حساسی هستين. آخه من هم همينجوريم! به هر حال فکر کنم با اينکه خيلی سخته بايد سعی کنين به ارشد فکر کنين. فکر کنين که اون هم داره سخت برای ارشد می خونه تا شريف قبول بشه. پس برای اينکه با کسی که دوستش دارين همکلاس بشين درس بخونين. موفق باشين.

محمد

خوشحالم که ميخواين برای خودتون درس بخونین.

بلا!

سلام! همين که فهميدم هنوز زنده ای.... خدا رو شکر بشين سر درست اين جور آدما.... بشين درستو بخون به اوون فکر نکن اصلآ به من فکر کن

محمد

سلام. کجايين؟ دارين درس ميخونين؟

مریم و فاطمه

سلام دل نوشته های خوبی دارید مرسی